نویسنده: برزو قادری

 

مفهوم و منابع تحقیق پیرامون تنترا

 

    آیین تنترا یکی از طریقتهای عرفانی در کهن تمدن هند بشمار می­رود که دارای نمادها، اساطیر و فلسفه­‌ی ویژه­ی خود می­باشد. این آیین در گستره‌­ی مذاهب بزرگی چون هندو، بودایی و جین نفوذ کرده و تأثیرات آشکار و پنهانی بر آنها گذاشته و البته از آنها دریافت کرده است.

برای واژه­‌ی تنترا[۱] ریشه‌­یابی­های مختلفی وجود دارد اما در زبان سانسکریت عموماً ریشه­‌ی تن[۲] به معنای گسترش و تنتو[۳] به معنای ریسمان و نخی است که به دلیل بافتن الیاف گسترش پیدا کرده است. پس می­توان گفت تنترا دانشی ناظر به توسعه و گسترش چیزی است و به همین دلیل عموماً گفته می­شود تنترادانش توسعه و گسترش حکمت و دانایی است یا بطور خاص‌­تر می­توان گفت تنترا دانش توسعه و گسترش حالات جذبه و خلسه است. در واقع رویکرد تنترا به موضوع حکمت و دانش، بسط دادن حالات خاصی از هوشیاری است که آن را بمعنای دانایی و حکمت بحساب می­آورند. ریشه­‌شناسی­های دیگر خالی از ابهامات نیست و این تعریف دقیق‌­ترین معنا و منظور از تنتراست. با این حال برخی تنترا را ترکیبی از تانو[۴] و ترا[۵] می­دانند. تانو یعنی بدن و تن. و ترا ابزار قرار دادنِ تن برای رهایی و دانایی است. به این معنا تنترا دانشی است که تلاش می­کند کیفیاتی را گسترش دهد که منجر به رهایی و رستگاری ­شود و البته در این رابطه تن را نادیده نمی­گیرد و این مهمترین اختلاف این دانش با دیگر دانش­های سالکانه بحساب می­آید.

عموم مکتب­هایی که به خودکاوی و خودشناسی پرداخته‌­اند قرین ریاضت­های شاقی هستند و بر نظارت دقیق بر رفتار و عملکرد فردی اصرار می­ورزند. این زُهد و آداب ریاضت که در برخی سنت­های معنوی بکار بسته می­شود نوعی از احساس و یا شاید توهم تنزیه، پاکی و خلوص را در فرد ایجاد می­کند که تنتریکاها[۶] آن را به استهزاء گرفته‌­اند و آن را واقعیت خلوص و زهد نمی­دانند. زهد حقیقی ناظر به کنار گذاشتن و گسسته شدن از “من”[۷] است، نه پرورش ویژگی­هایی که خود آن احوال مجدداً غرور و منیت ما را بیفزایند. در هر حال ممکن است برای هرکسی که در حوزه­‌ی خودکاوی مطالعاتی دارد، جالب باشد که به این رویکرد ویژه به معنویت توجه کند. یعنی به افرادی که نگاه و تحلیلشان از معنویت، متفاوت از نگاه دیگران است و در عین حال به لحاظ خلوص و پاکی جزء وارسته‌­ترین راهبان و سالکان هستند.

پس تاکنون گفته شد دانش تنترا مدعی است می­توان خلوص، پاکی و رهایی­ را در عین حضور در دنیای مادی حفظ کرد و لازم نیست از کل زندگی چشم پوشی شود، ما در حالی که در ناف و نفس زندگی غرق هستیم می­توانیم پاک، خالص و مطهر باشیم. آموزه­‌های تنترا برخلاف آموزه­‌های اوپانیشادها، وداها و گیتا صرفاً خاص هندوها نیست و همزمان بودایی­ها هم به تنترا پرداخته­‌اند و همانقدر تنترا برای بودایی­ها مقدس است که برای هندوها مقدس است.

بنابر این منابع سنتی و کلاسیک تنترا در گستره­‌ی تعالیم هندو همچنین بودایی قابل دسترسی است و شامل ۶۴ رساله می­شود که در میان آنها : ماهانیروانا تنتراکولارناوا تنتراتنترا راجاتنتراکالاچاکرا تنترانارایانیا تنترا حائز اهمیت زیادی هستند. در میان محققین و مستشرقینی که به تنترا پرداخته‌اند، سرجان وودرُف[۸] محققی بی­‌رقیب است. او منبع تمام افرادی است که در مورد تنترا تحقیق کرده‌­اند. وودرف آثار زیادی در موضوع تنترا نوشته و از زبان سانسکریت ترجمه کرده است. او قسمت عمده­‌ای از عمرش را مثل یک راهب ساده در معابد سپری کرده و بیش از ۱۴ سال از عمر خود را برای ترجمه و مقابله­‌ی این رساله­‌ها صرف کرده است. در میان آثارش ساده‌­ترین کتاب برای افرادی که به تازگی شروع به مطالعه­‌ی این موضوع کرده‌­اند کتاب : درآمدی بر تنتراشاستراست، که رساله‌­ای مختصر و ساده بحساب می­آید.(۱) این اثر را می­توان مقدمه­‌ی مطالعه­‌ی دیگر آثار وودرُف دانست.

از افراد دیگری که در مورد تنترا آثاری ارزنده دارند می­توان به اِلیاده[۹] ، فیورشتاین[۱۰] و دیوید گوردون وایت[۱۱] اشاره کرد که مطالعاتشان در مورد تنترا بسیار دقیق و دانشگاهی بوده است. از برخی نویسندگان دیگر نیز که در این زمینه آثاری دارند می­توان نام برد مثل رابرت اسوبودا[۱۲] و دیوید فراولی[۱۳] که روایتی داستان­گونه یا عملی برای خواننده­‌ی غیر متخصص ارائه کرده­‌اند.

و البته برخی محققین هندی نیز هستند که با رویکردی سنتی و برپایه­‌ی متون و مدارک کهن چشم­‌اندازی ارزنده به دنیای متون تنترا گشوده‌­اند مثل براجامادهاوا باتاچاریا[۱۴]. و البته برخی معلمین معنوی معاصر را که شهرتی جهانی بدست آورده­‌اند، می­توان نام برد که از آموزه­‌های تنترا الهام گرفته­‌اند مانند رامانا ماهاریشی یا باگاوان راجنیش.

 

اهمیت مطالعه‌­ی آموزه‌­های تنترا

به نظر می­رسد لااقل پنج وجه وجود دارد که می­تواند علتی باشد تا آموزه­‌های تنترا در این روزگار اهمیت پیدا کند :

۱ . در آموزه­‌های ودایی تأکید شده تعالیم تنترا تعالیمی برای عصر کالی است. در رساله­‌ی ماها نیروانا تنترا  بخش دوم فرازهای ۱۴ و ۱۵ گفته شده است : « در عصر کالی تنها زمزمه­‌های (مانتراهای) تنترا مؤثر بوده بلافاصله به بار نشسته و محصول می­دهند و برای خودکاوی، قربانی­ها و مناسک مفیدند. اما دانش­های ودایی چون لاک­‌پشتی که در لاک خود فرو رفته، توانی ندارند و چون عصر ساتیا فرا رسد محصول و نتایج آنها متجلی می­شود. »

پس اگر آموزه‌­های وداها در روزگار کالی انجام شود، به بار نمی‌نشینند مگر اینکه عصر ساتیا فرا رسد تا محصول تلاشهای فردی محقق شود.

در رساله­‌ی کولارناوا تنترا گفته شده است : « در هر عصر (منظور هر یوگاست )(۲) یک اثر مقدس وضع شده است. در عصر ساتیا : متون شروتا[۱۵]، در ترتا : سمریتی[۱۶]، در دوآپار : پورانا[۱۷]و سرانجام در عصر کالی : تنترا » .

برای روشن شدن مفهوم این فراز، باید یادآوری کرد که منابع مقدس ودایی به چهار گروه تقسیم شده­‌اند :

اول : شروتا، یعنی حقایق مُنزل یا آنچه که شنیده شده است، این گروه از متون مقدس هندو تقریباً قابل مقایسه است با وحی در آموزه­‌های ادیان ابراهیمی، این مورد به وداهای اولیه اشاره دارد و در متن کولارناوا تنترا گفته شده است که تعالیم این وداهای اولیه برای عصر ساتیا قابل درک است. کل زمان از چشم انداز وداها در یک چرخه­‌ی دوار تحلیل می­شود و گفته شده این چرخه منعکس کننده­‌ی ۴ وجه حقیقت است. تمامی۴ وجه حقیقت در عصر ساتیا متجلی است. در این عصر وداها یعنی متون شروتا قابل درک است.

دوم : دوران بعدی دوران ترتاست. زمانی که ثلث حقیقت وجود دارد و ربعی از حقیقت محو و غیب شده است و قابل استفاده و درک برای آگاهی جمعی نیست (دقت کنید اصولاً واژه‌­ی “ترتا” یعنی سه چهارم) در این دوران گفته می­شود سمریتی که به متون براهماناها و آرانیاکاها [رساله‌­هایی که شرح و تفسیر وداها هستند] اشاره دارد، قابل درک است.

سوم : مرحله­‌ی سوم دوآپاراست که دو بخش از چهار بخش حقیقت باقی مانده است و دو بخش دیگرش ناشناخته است. (واؤه‌­ی “دواپارا” نیز به معنای دو پاره است) در این دوران پوراناها یعنی زبان افسانه‌­ها وجود دارد. اسطوره‌­ها که بصورت نمادین حقایق الهی را در غالب داستانها و افسانه‌­ها بیان می­کنند.

چهارم: سرانجام عصر کالی که از ۴ وجه حقیقت تنها یک وجه آن باقی مانده است و دوران ظلمت و عصر تاریکی است، گفته شده فقط متون تنترا یا آگاما هستند که می­توانند واقعیت عرفانی موجود در وداها را آشکار و روشن کنند. به این دلیل در خود این متون گفته شده که تنترا، ودانتا است. آنتا به معنای سرانجام و واپسین است ودانتا یعنی آخرین ودا. برخی به این دلیل آموزه­‌های تنترا را به عنوان ودانتا معرفی کرده‌­اند.

ما امروزه در همان عصر کالی هستیم. بنابر نگرش بسیاری از استادان ودا هم اکنون در قلب دوران کالی قرار داریم. بنابر مشخصاتی که در رابطه با دوران چهارم  یا عصر کالی در متون کهن تنترا آمده، کالی دورانی است که مردم در اضطراب ، نگرانی و دغدغه­‌های لاینقطع برای زندگی بوده و بیشترین فاصله از معنویت را پیدا کرده‌­اند. به نظر می­رسد این دوران قابل انطباق با هزاره­‌ی اخیر باشد. در هر حال برخی از محققین هندو اعتقاد دارند، دوران کالی پس از مرگ کریشنا شروع شده و همچنان ما در آن دوران قرار داریم. اگر بپذیریم که ما در دوران کالی قرار گرفته‌­ایم پس شفاف­ترین آموزه­ و پیام معنوی هند، به مردم روزگار ما از طریق تعالیم تنترا ارائه شده است. به این دلیل می­توان گفت، آموزه­‌های تنترا بنابر ادعای برخی متون هندو مهمترین آموزه‌­ها از میان چهار آموزه‌­ی ودایی برای مردم این روزگار تلّقی می­شود.

امّا نکت‌ه­ای که شایسته­‌ی تأمل است آنکه چرا تاریخ به چهار دوران تقسیم شده و احیاناً به ۲، ۵ و یا ۶ مرحله طبقه‌­بندی نشده است. می­توان دلایل متعددی را در این رابطه ارائه کرد. ولی از آنجا که دغدغه­‌ی آموزه­‌های تنترا احوال مختلف آگاهی و هوشیاری است، به نظرم بهتر است مَقسَم این طبقه­‌بندی را آگاهی قرار داده و در آنصورت متون مختلف تنترا و اوپانیشاد مؤید این مسئله هستند. یعنی چهار دوران بزرگ تاریخی که در  اسطوره‌­های ودایی به ساتیا، ترتا، دواپار و کالی نام­گذاری شده و اشاره شده که حقیقت از کامل(چهار چهارم) تا   در این دوره­‌ها تقلیل یافته است قابل انطباق با چهار وجه آگاهی هستند. سه وجه آگاهی عبارتند از : خودآگاه، نیمه خودآگاه و ناخودآگاه. وجه چهارم به آگاهی عمیق یا فراآگاهی دلالت می­کند. بنابر افسانه­‌ها، روزگاری وجود داشته که انسانها سطح هوشیاری­شان در فرا آگاهی بوده است و دیواره­‌ی میان ناخودآگاه و خودآگاهشان کاملاً در هم شکسته بوده است و آن دوران همان عصر ساتیاست