كلام عابدانه

(چارت تولد مولانا)

 

نويسنده: برزو قادري

توضيح: مقاله حاضر در نشريه ستاره‌بيني ودايي (Vedic Astrology) شماره 2، سال 2008 نيز به زبان انگليسي منتشر شده است.

 

جويان بُدَم روز و شبت در ذكر گويان يا ربت

چون باز كردم ديده را ديدم كه هم جويان تويي

(ديوان شمس، غزل 3209)

 

چارت تولد را مي‌توان آينه‌اي دانست كه تمام جنبه‌هاي شخصيت انسان را بازمي‌تاباند و بازيهاي كارميك را آشكار مي‌سازد. بررسي چارت اساتيد و عرفا همواره نكات مشتركي را براي ما آشكار مي‌سازد اما از سوي ديگر چارت هر كدام از عرفا مي‌تواند رويكردي منحصر بفرد و ويژه را از توهم و مايا تا عشق كيهاني و الهي، كه عرفا طي كرده‌اند، نشان دهد.

مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، از مشهورترين عرفا و شعراي ايراني، داستان عشقي جاودان را رقم زده است كه انعكاس دهنده خرد و عبوديتي عظيم و غيرعادي در كلام اوست و مي‌توانيم اين نكته را با تحليل چارت او نيز دريابيم. در اين مقاله سعي شده است اين نكته براساس اصول ستاره‌بينانه بيان شود.

 

درباره مولانا

آنطور كه در «مناقب‌العارفين» و «نفحات‌الانس»، از قديمي‌ترين منابعي كه به زندگينامه مولانا هم پرداخته‌اند، ذكر شده است وي در ششم ربيع‌الاول سال 604 هجري قمري، معادل هفتم اكتبر 1207 ميلادي، در شهر بلخ كه جزو قلمرو پادشاهي ايران محسوب مي‌شد، به دنيا آمد. پدر وي بهاالله ولد از استادان مورد احترام و از سرسپردگان به طريقت كبروي (پيروان شيخ نجم‌الدين كبرا) بود. مولانا تا 24 سالگي، يعني زماني كه پدرش درگذشت، تحت تعليم و راهنمايي پدرش بود.

در زمان تولد مولانا، جو اجتماعي حاكم بر ايران، به ويژه براي صوفيان و فلاسفه، امن نبود، به همين دليل نيز خانواده مولانا ايران را ترك كرده و به تركيه كه جزو امپراطوري روم محسوب مي‌شد، مهاجرت كردند. به همين دليل نيز گاهي اوقات او را با نام مولانا جلال‌الدين رومي خطاب مي‌كنند. خانواده مولانا در حدود سال 1217 ميلادي ايران را ترك كرد. مولانا نه تنها در مكتب پدرش بلكه در مشهورترين مدارس حلب و دمشق تحصيل كرد و در نهايت در حالي كه تبديل به يك فيلسوف و حكيم شده بود دوباره به قونيه بازگشت. مهمترين اتفاق زندگي او در 6 دسامبر 1244 شكل گرفت، هنگامي كه استاد بزرگ، شمس تبريزي، وارد قونيه شد و زندگي او را براي هميشه تغيير داد. او روح مولانا را بيدار كرده و با عشق كيهاني و الهي همسو كرد. مولانا در اين رابطه چنين سروده است:

 

مرده بُدَم زنده شدم، گريه بُدَم خنده شدم                       دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم

ديده سيرست مرا، جان دليرست مرا                              زَهره شيرست مرا، زُهره تابنده شدم

گفت كه ديوانه نه‌يي، لايق اين خانه نه‌يي                       رفتم ديوانه شدم، سلسله بندنده شدم

گفت كه سرمست نه‌يي، رو كه ازين دست نه‌يي               رفتم و سرمست شدم وز طرب آكنده شدم

گفت كه تو كشته نه‌يي، در طرب آغشته نه‌يي                  پيش رخ زنده كنش كشته و افكنده شدم

گفت كه تو زيرككي مست خيالي و شكي                       گول شدم هول شدم وز همه بركنده شدم

گفت كه تو شمع شدي قبله اين جمع شدي                    جمع ني‌ام شمع ني‌ام دود پراكنده شدم

گفت كه شيخي و سري پيش رو و راه‌بري                      شيخ ني‌ام پيش ني‌ام امر ترا بنده شدم

(ديوان شمس، غزل 1393)

 

براساس تعاليم صوفيه، شمس در جستجوي مولانا كه آماده كشف حقيقت بود و فقط به يك استاد حقيقي نياز داشت، از ايران به قونيه سفر كرد.

 

اي شمس تبريز از كرم اي رشك فردوس و ارم              تا چنگ اندر من زدي در عشق گشتم ارغنون

(ديوان شمس، غزل 1787)

 

مولانا و شمس چندين ماه را در جوار يكديگر در انزوا و به دور از دنياي بيرون سپري كردند. اين ارتباط مخالفتهاي بسياري در جامعه مذهبي آن زمان به دنبال داشت و به همين دليل نيز شمس به ناگهان ناپديد شد. مولانا داراي اشعار فوق‌العاده‌اي است كه اسرار عرفان و روش خودشناسي را آشكار مي‌كنند. او داراي 3 اثر منظوم است:

1) ديوان شمس كه حاوي 40000 بيت شعر است.

2) مثنوي معنوي كه حاوي 25632 بيت شعراست.

3) رباعيات كه حاوي 3318 بيت شعر است.

وي همچنين 3 اثر نيز به نظم دارد:

1) فيه مافيه

2) مكاتيب

3) مجالس سبعه

 

خون چو مي‌جوشد منش از شعر رنگي مي‌دهم                  تا نه خون‌آلود گردد جامه خون‌آلايي‌يي

(ديوان شمس، غزل 2807)

 

چارت مولانا

براساس تصحيحي كه بر روي چارت وي انجام داده‌ام، او در 7 اكتبر 1207 (تقويم ميلادي) در ساعت 23 و 2 دقيقه و 50 ثانيه شب در شهر بلخ (36 N 45 , 66 E 54) به دنيا آمده است.

طالع او خرچنگ است كه حكمران آن ماه است، طالع استاداني مانند شري اروبيندو، همانگونه كه دكتر فراولي به خوبي در كتاب «ستاره‌بيني روشن‌بينان» (Astrology of the Seers) خصوصيات صاحبان اين طالع را بيان كرده است: «آنها خود را وقف مي‌كنند، دوست داشتني و شهودي هستند، حساس هستند و احساسات ديگران را به سرعت درك مي‌كنند. قدرت تصويرسازي زيادي دارند هرچند ممكن است برخي وابستگي‌هاي ناخودآگاه اين قدرت آنها را محدود كند…….».

ناكشاتراي طالع پوشيا است كه سمبل آن «گل»، «شير» و يا «تير» و حكمران آن بريهاسپاتي يا الهه كلام مقدس است. مي‌دانيم كه هرمز در اين ناكشاترا به شرف مي‌رسد و در اين چارت نيز هرمز به عنوان سرور خانه نهم در همين ناكشاترا قرار دارد كه نشان دهنده خرد شهودي، كلام قدرتمند، عبوديت و تمام اشكال عبادت است. پس او مانند تيري به اين دنيا آمده است تا با كلام مقدس و عابدانه دارما را احيا كرده و بركات و رايحه‌ي خوش آن را فراگير سازد. ماه به عنوان سرور طالع به طالع نگرش دارد و با هرمز شرف يافته نيز يك گاجاكساري يوگاي قدرتمند مي‌سازد. ناكشاتراي ماه اوتاراشادها است كه الهه‌هاي آن ويشوادواها يا پسران الهه دارما هستند. شاكتي آنها آپارادريسيا است كه پيروزي بي‌چون و چرا را نصيب بومي مي‌سازد.

                                                     چارت اصلي مولانا

راهو و كيتو در خانه‌هاي دوم و هشتم يعني خانه‌هاي بيان و ارتباط فردي و جمعي قرار گرفته‌اند. چنين شرايطي را مي‌توان در چارت نويسندگان، عرفا و استادان بزرگ ديگر نيز مشاهده كرد.

به عنوان مثال در چارت كريشنا مورتي راهو و كيتو در خانه‌هاي دوم و هشتم قرار دارند در حالي كه سروران آنها در دو خانه كندرا به شرف رسيده‌‌اند.

چارت اصلي كريشنامورتي

در چارت مارك تواين، نويسنده مشهور، نيز كيتو و راهو در خانه‌هاي دوم و هشتم قرار دارند.

چارت اصلي مارك تواين

كيتو بينش ظريف و دانش خفيه به فرد مي‌دهد و در خانه دوم مي‌تواند نشانه بيان اسرار و دانش معنوي باشد. نكته جالب در چارت مولانا اين است كه سروران راهو و كيتو، خورشيد و كيوان، هر دو در خانه‌هاي موكشا و در فاصله 9-5 از يكديگر قرار دارند. بهرام در خانه پنجم در بيت‌الكوكب خود قرار دارد، خانه خلاقيت، يادگيري، تيزهوشي، تشرف و وقف.

تطبيق وقايع زندگي مولانا با داشاهاي حاكم مي‌تواند براي علاقه‌مندان ستاره‌بيني مفيد باشد. مهاجرت مولانا و خانواده‌اش به تركيه امروزي در داشاي Ma/Sa (سال 618 هجري قمري، 1221 ميلادي) رخ داده است. كيوان در خانه‌ي 12 و نگرش بهرام به خانه‌هاي 11 و 12 گوياي چنين موقعيتي است. پدر مولانا در اواخر سال 1230 ميلادي (Ra/Sa/Me) فوت كرده است. راهو در خانه هشتم قرار دارد در حالي كه سرور آن، كيوان، از خانه 12 به خانه 9 نگرش دارد و تير به عنوان سرور خانه هفتم از خانه پدر (ماراكا)، به خانه 9 نگرش دارد. تير سرور خانه نهم از مه طالع نيز محسوب مي‌شود. روبرو شدن مولانا با شمس تبريزي اواخر 1245 ميلادي (642 هجري قمري) و در داشاي Ju/Ju/Ma بوده است كه به راحتي قابل تطبيق با اوضاع نمودار نجومي مولانا است. هرمز نه تنها سرور خانه 9 است كه در طالع قرار دارد و به ماه هم نگرش دارد بلكه معرف استاد و راهنماي معنوي نيز به حساب مي‌آيد. بهرام در بيت‌الكوكب خود در خانه پنجم نشسته است و در فاصله 9-5 از هرمز است و مي‌تواند گوياي عشقي دارميك و سرآغاز تشرف و همدلي با پير و استاد باشد. مرگ مولانا نيز در پنجم جمادي‌الاخر 672 هجري قمري (Dec 24th, 1273) در داشاي Sa/Ra/Sa اتفاق افتاده است. نه تنها كيوان سرور خانه ماراكاي 7 است بلكه در خانه 12 و در ناكشاتراي آردرا تحت حكومت راهو نشسته است. راهو خود در خانه 8 و در ناكشاتراي تحت حكومت خود قرار دارد. در مورد چارت مولانا و ساير افرادي كه پيش از سال 1582 به دنيا آمده‌اند، بايد در نظر داشت كه تقويم فعلي ميلادي از سال 1582 وضع شده است و قبل از آن از تقويم ژوليوس سزار استفاده مي‌شده است لذا بايد در نرم‌افزارهاي مختلف اين نكته را براساس مباني نرم‌افزار در نظر بگيريد در غير اين صورت نتايج متفاوتي به دست خواهيد آورد.

 

كلام مقدس

عوامل مختلفي را مي‌توان براي تحليل كلام فرد مورد استفاده قرار داد. عواملي مانند:

1) خانه دوم

2) برجي كه در خانه دوم قرار گرفته است

3) اثرات سيارات بر خانه دوم مانند مهماني، نگرش و غيره

4) يوگاهايي كه در خانه دوم شكل گرفته‌اند

5) سرور خانه دوم

6) قدرت و ضعف خانه دوم و سرور آن براساس شادبالا و آشتاكاوارگا

7) سياره تير به عنوان عامل كلام

8) مشاهده همه عوامل فوق در چارت‌هاي فرعي

حال سعي مي‌كنيم به بررسي موارد فوق در چارت مولانا، كه پادشاه شعر عابدانه در ميان استادن متصوفه محسوب مي‌شود، بپردازيم.

نكته جالب در چارت مولانا هبوط سرور خانه دوم است. بنابراين بومي بايد فردي كم‌حرف و ناتوان در بيان خويش باشد اما هبوط خورشيد به دلايل مختلفي باطل شده است. خورشيد نسبت به طالع و ماه در زاويه كندرا قرار گرفته است. سرور برج ترازو، برج هبوط خورشيد، در بيت‌الكوكب خود قرار دارد و خورشيد نيز وارگوتامايي قدرتمند شكل داده است (خورشيد در چارتهاي فرعي D.3، D.4، D.7، D.9، D10 و D12 نيز در برج ترازو قرار دارد).

عوامل فوق نشان‌دهنده فردي است كه دست از بيان خويش برداشته و فقط از عشق صحبت مي‌كند، عاري از منيت و سرشار از كلام الهي است. اصولاً مي‌دانيم كه سياراتي كه هبوط آنها به دلايل متعدد از بين مي‌رود، قدرتي مافوق شرف پيدا مي‌كنند. در اين چارت سرور خانه‌ي دوم ظاهراً به هبوط نشسته است ولي عوامل بسياري اين هبوط را خنثي كرده است، از جمله قدرت ناهيد (نماد عشق). ناهيد در اين چارت بسيار قدرتمند است (در بيت‌الكوكب خود و در يك خانه‌ي كندرا قرار گرفته است بدون آنكه محترق شده باشد. ضمن اينكه ناهيد آتما كاراكا هم هست). پس آنچه ناتواني هبوط را خنثي كرده عواملي چون عشق و پر شدن كلام از روح و ذاتي عالي‌تر است (به واسطه موقعيت ناهيد، وارگوتاما و …..). توصيفي كه مولانا از خودش و كلامش دارد به عنوان ني توخالي كه نوازنده آن، نواپرداز ازلي است، بهترين شرح و توصيف از اين موقعيت ستاره‌اي است.

 

اصل تويي من چه كسم آينه‌اي در كف تو                          هر چه نمايي بشوم آينه ممتحنم

(ديوان شمس، غزل 1397)

نمايد آينه سيماي هر كس                                           ازيرا صورت و سيماش نبود

به روزي صد هزاران عيب و خوبي                                بگويد آينه غوغاش نبود

ندارد آينه با زشت بُغضي                                            هواي چهره زيباش نبود

(ديوان شمس، غزل 681)

 

همانطور كه قبلاً هم گفته شد، حضور كيتو در خانه دوم مي‌تواند نشان‌دهنده كلام اسرارآميز و فرا رفتن از كلام عادي باشد. بايد در نظر داشته باشيم كه ناكشاتراي كيتو پورواپالگوني است كه حكمران آن ناهيد است. كيوان، به عنوان سرور خانه هشتم، به خانه دوم نگرش دارد كه مي‌تواند تاكيدي بر كلام معنوي و اسرارآميز باشد. تير به عنوان عامل كلام در خانه سوم و در شرف خود قرار گرفته است. از ديدگاه نظام سارواشتاكاوارگا نيز خانه دوم تقريباً قوي‌ترين خانه چارت محسوب مي‌شود.

در دركانا سرور خانه دوم در هبوط خود قرار دارد مع‌الوصف هبوط از بين رفته است. پاري‌وارتانا ميان خانه‌هاي پنجم و نهم بر پيوند عميق دارميك با استاد معنوي مربوط مي‌شود و مجدداً يك پاري‌وارتاناي قدرتمند ميان تير و ناهيد شكل گرفته است.

در ناوامشا ناهيد به عنوان آتما كاراكا در خانه 11 و تحت نگرش ساتويك هرمز قرار دارد و تير سرور خانه دوم در خانه دوم از آتما كاراكا قرار گرفته است.

در نهايت بايد بگوييم موقعيت سيارات براي اينكه بومي را به يك شاعر تبديل كند، مناسب است اما خود شاعر معتقد است مي‌تواند از اثرات سياره‌اي فراتر رود.

 

اخترانند از وراي اختران                                             كه احتراق و نحس نبود اندر آن

سايران در آسمانهاي دگر                                           غير اين هفت آسمان مشتهر

راسخان در تاب انوار خدا                                          ني بهم پيوسته، ني از هم جدا

هر كه باشد طالع او آن نجوم                                       نفس او كفار سوزد در رجوم

خشم مريخي نباشد خشم او                                       منقلب رو غالب و مغلوب خو

نور غالب ايمن از نقص و غَسَق                                  در ميان اِصبَعَين نور حق

حق فشاند آن نور را او يافته                                       مقبلان بر داشته دامانها

(مثنوي معنوي، دفتر اول)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.